ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

185

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

اسير كنندهء اسيران ، خود اسير شد . » دومى گفت :

--> [ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل : كرده بود . در كنار اين رود اسكندر شهرى بنا كرد كه موسوم به اسكندريهء اقصى گرديد . ( تصور مىكنند كه خجند كنونى است . ) در اين احوال به اسكندر خبر رسيد كه اسپيتامن ياغى شده و سك‌ها ( سكاها ) را به كمك خود طلبيده است . در اثر اين خبر به او پرداخته با زحمت زياد شكستش داد . و در نتيجه ، سك‌ها سر اسپيتامن را بريده نزد اسكندر فرستادند . سفر جنگى به هند - پس از اين كارها اسكندر در 327 پيش از ميلاد در باختر با ركسانا ، دختر اكسيارتس ( به كسر الف و تاء ) ، يكى از اميران سفد ، عروسى كرد . نويسندگان ايرانى ، اين خانم را روشنك ناميده‌اند و تصور مىكنند دختر داريوش بوده ولى محققين او را دختر امير مذكور مىدانند . چون لوازم سفر هند مهيا شده بود ، اسكندر از راه هندوكش عازم آن مملكت گرديد . قشون او درين سفر به يكصد و بيست هزار نفر بالغ بود . اسكندر از معبر خيبر ، و پلى كه بر روى رود سند ساخته بودند ، گذشته به شهر تاكسيلا ، در پنجاب ، وارد شد . پادشاه و اهالى آن با آغوش باز اسكندر را پذيرفتند . بقيه ذيل در صفحه بعد